تبليغاتX
کنگره بزرگداشت شهدای شهرستان دره شهر

 آزادسازي مهران حاصل خون 5860 شهيد

دهم تيرماه مصادف با سالروز آزادسازي مهران است اما اين واقعه مهم به رغم اينکه حاصل خون 5860 شهيد است هنوز در تقويم ملي کشور ثبت نشده است.

با وجود اينکه در دوران هشت سال دفاع مقدس بيش از پنج هزار و 860 نفر از رزمندگان اسلام در اين منطقه به شهادت رسيدند، ولي اين شهدا متاسفانه فاقد يادمان هستند.

تنها در عمليات کربلاي يک در دهم تيرماه 65 که منجر به آزادسازي مهران شد بيش از 913 نفر به شهادت رسيدند در حالي‌که پيش از آن خونهاي بسياري به پاي آزادسازي اين شهر مظلوم ريخته شده بود.

ارتش متجاوز صدام پس از ناکامي در بازپس‌گيري فاو از رزمندگان ايراني و براي جلوگيري از حملات گسترده ايران، چند حمله انجام داد و شهر مهران را به تصرف در‌آورد و با هياهو آن را به رخ جهانيان کشيد.

عمليات کربلاي يک، با هدف بازپس‌گيري شهر مهران و تصرف ارتفاعات مهم و استراتژيک قلاويزان آغاز ‌شد و با 913 شهيد سرافزار و آزادسازي بخش وسيعي از خاک کشور به پايان رسيد و برگ ديگري بر افتخارات شهيدان کلگون کفن کشور و مردم شجاع کشور افزود.

رزمندگان سپاه پاسداران با رعايت اصل غافلگيري و با سرعت عمل، پس از پشت سرگذاشتن موانع و ميدان‌هاي مين به مواضع دشمن وارد شدند. خط مقدم دشمن و مقر تيپ‌هاي پياده ارتش متجاوز صدام به سرعت در هم شکست و در اين عمليات 220 کيلومتر مربع از زمين‌هاي تحت اشغال آزاد شد.

مهران در دوران دفاع مقدس چهاربار اشغال و آزاد سازي شد. در آخرين علمياتي که براي چهارمين بار مهران آزاد شد، دلاورمردان ايراني با 10 روز عمليات سنگين علاوه بر شهر مهران قسمت وسيعي از مناطق شمالي شهر را نيز آزاد کردند.

در عمليات کربلاي  يک دشمن با بيش از 10 تيم هوانيروز، 400 تانک و نفربر، 15 گردان، 70 هزار نيرو و ... ظاهر شده بود اما تقديم 913 شهيد، صدها جانباز و مجروح و شهيد گمنام و مقاومت جانانه رزمندگان ايران نفس دشمن را گرفت و طي 10 روز 8 روستا، دو پاسگاه، جاده دهلران - مهران، جاده ايلام - شهر مهران، ارتفاعات قلاويزان و حمرين و ... آزاد شدند.

حجم فعاليتهاي مهندسي و راهسازي و فعاليت گسترده دستگاههاي مهندسي در کنار خط مقدم و در جوار تکاورها آنچنان عملياتي را رقم زد که آزادي مهران در واقع شکست استراتژي دفاع متحرک را اثبات و چشم انداز جديدي از ناتواني و ضعف دشمن را عيان کرد.

مردم مهران مانند ديگر استانهاي مرزي درگير جنگ در برابر تجاوزرات رژيم بعث عراق ايستادگي کردند و خونهاي بسيار دادند. رشادتهاي رزمندگان اسلام و مردم غيور منطقه در اين خطه خون رنگ از استان ايلام هيچگان از ياد دشمنان نظام مقدس جمهوري اسلامي نخواهد رفت.

مهران تنها يک نام نيست، مهران قلب تپنده روزهاي دفاع مقدس است، امروز در گلزارهاي شهداي گوشه گوشه کشور رشيدمرداني خفته اند که محل شهادت پرافتخارشان مهران است، همانجا که برگرفته از نامش شهر مردمان مهربان است اما با تجاوز رژيم بعث عراق شهر خون رنگ شد تا دفتر پرافتخار مردم ايلام پرنقش تر شود.

مهران که در گذشته شهر خون و مقاومت و پيروزي بود، امروز يکي از امن ترين شهرهاي مرزي کشور و دروازه عتبات عاليات است. اين شهر در دهم تيرماه ?? توسط لشکر اسلام و دلاور مردان اين مرز و بوم و به دستور مستقيم امام خميني (ره) آزاد شد به طوري که امام راحل (ره) بعد از آزادسازي مهران، فرمودند «مهران را هم خدا آزاد کرد».

با وجود 420 کيلومتر مرز مشترک استان ايلام و شهرستان مهران با عراق و رشادتهاي فراوان در طول هشت سال دفاع مقدس در دفاع از مرزهاي کشور با کمترين امکانات، اما چنين روزي در تقويم کشور ثبت نشده است.

مردم و شهر مهران همواره به خون شهيدان ديار خويش و دلاورمردان شهيد گوشه و کنار ايلام مي بالند اما با ثبت روزي در تقويم ملي ايران به نام روز آزادسازي مهران بي شک مردم و کساني که به نحوي دل در گروي ? سال دفاع مقدس و از خودگذشتگي هاي شهداي عزيز دارند خرسندتر شده و مهران نيز همچون مناطق عملياتي جنوب کشور مي تواند به محملي براي انعکاس گنجينه پايان ناپذير جنگ تبديل شود.

فرمانده سپاه اميرالمونين استان ايلام در همايش سالروز آزادسازي مهران در اين خصوص گفت: سالروز آزادسازي مهران نقطه عطفي در تاريخ دفاع مقدس کشور است.

سردار صادق کاکي اظهار داشت: طي 10 روز نبرد سخت در عمليات کربلاي يک، شهر مهران آزاد شد.

اين مسئول با اشاره به اينکه در عمليات کربلاي يک بيش از 70 هزار نيروي دشمن حضور داشتند، خاطرنشان کرد: در اين عمليات بر اساس تخمينهاي زده شده، دشمن سه هزار و 800 اسير و مفقود داشته است.

کاکي يادآور شد: شهر مهران که امروز دروازه عتبات عاليات به کشور عراق است نيازمند توجه بيشتر مسئولان است.




لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه هفدهم تیر 1388ساعت 5:2 توسط ::خادمین شهدا::




سعادت را آنها تحصیل کردند که شتافتند

با اختیار خودشان و با جهاد خودشان و با رزمندگی خودشان در مقابل کفر ایستادند و جان خود را تسلیم خدا کردند و برگشتند به خدای تبارک و تعالی با سعادت و آبرو
ما همه خواهیم مرد لکن آنها سعادت را برای خودشان  و شرافت را برای وطنشان تحصیل کردند که در مقابل لشکرهای کفر برای دفاع از اسلام و برای دفاع از کشور اسلامی ایستادند و فداکاری کردند و به سوی خدا شتافتند
انسان که باید این راه را برود و مردنی است...

چه بهتر که آن سعادت را تحصیل کند و امانت را به صاحب امانت بسپارد.

موت اختیاری(شهادت رسیدن به خدا در لباس شهید و با ایده شهدا در بستر مردن است)چیزی نیست  

لکن در راه خدا رفتن شهادت است و سرافرازی و تحصیل شرافت برای انسا و برای انسانها 

آنچه از دنیا است، فانی است و آنچه برای خدا تقدیم می شود باقی و ابدی

.است و این شهدا زنده هستند و در پیش خدا تبارک و تعالی عند ربهم یرزقون

آنها الان در درگاه خدای تبارک و تعالی روزیهای معنوی و روزیهای همیشگی را به آن نائل شدند و آنچه که از خدا بود تقدیم کردند و آنچه داشتند و آن جان خودشان بود را تسلیم کردند و خدای تبارک و تعالی آنها را پذیرفته است و می پذیرد.

ماها عقب ماندیم ،ما باید تاسف بخوریم که نتوانسته ایم این راه را برویم.

آنها پیشقدم بودند و رفتند و به سعادت خود رسیدند.




لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه هفدهم تیر 1388ساعت 4:51 توسط ::خادمین شهدا::


سلام بربچه هاي بي پلاك و با پلاك! سلام برپلاكهاي برگشته از فكه! سلام بربچه هاي بي ادعايي كه ديروز گفتند: روي مين ها سياه كه ما را نطلبيدند. سلام برآناني كه درميان شعله هايي از جنس آه سوختند ونه اهل «نان» بودند ونه اهل «نام».
سلام برپاهاي تاول خورده بچه هاي صخره هاي «ماووت»، سلام برمظلوميت بچه هايي كه در ارتفاعات «شاخ شميران » پاره هاي پيكرشان آسماني شد، سلام برلحظه هاي سرخ برگ ريزان. سلام برشور شبهاي قلاويزان. سلام برروزهاي آتش وباروت وگلوله. سلام برشهيدان غريب چنگوله. چه مردان بزرگي بودند؛ آنان كه شبانه از سيم هاي خاردار گذشتند؛ چه مردان سبزي بودند آنان كه لحظه هايي پراز عصمت واخلاص آفريدند ونگاهشان آبروي روزهاي روشن فردا بود. چه مردان بزرگي بودند آنان كه جاده هاي عرفان را درنورديدند ويك شبه ره صدساله پيمودند. آنان چه زيبا عطش و سنگلاخ را تجربه كردند. چه روزهاي سرشار از صميميت وچه شبهاي پراز نيايشي!
«كاش آن شبهاي بي برگشت برگردند
تا شهيدان غريب دشت برگردند
كاشكي يك بار ديگر از خم كانال
ضربتي هاي گروه گشت برگردند».
شما هرگز فراموش نمي شويد بچه هاي رفته تا «شلمچه» و «مجنون» ، بچه هاي گردان ۵۰۵ محرم، بچه هاي «گريه در جشن حنابندان» دوستتان دارم. هنوز لحظه هايمان را به نامتان متبرك مي كنيم. هنوز دراين كوچه ها، طنين گامهايتان جاري است و رهگذران عاشق، سرمست از جرعه زلال كلام آسماني تان عشق وايمان ومهرباني را زمزمه مي كنند. شما در روزگار قحطي عشق واخلاص،ساده وبي ادعا، شهره روزگار شديد وگامهايتان سجده گاه فرشتگان خدا شد.
صبح با نسيم نگاهتان آغاز مي شد و«ني»ها با غريب نوازي شما، دلتنگي هايشان را به شانه هاي زخمي باد مي سپردند. شما بزرگ بوديد و «از اهالي امروز» و «لحن آب و زمين را چه خوب مي فهميديد». ما چقدر غبطه مي خوريم كه شما را نشناختيم ودركوچه هاي رسيدن تا شما مانديم:
هنگامه رفتن ما خوان اول را حتي نپيموديم
مانديم در غربت، آنها گذر كردند از هفت خوان آتش




لينك ثابت نوشته شده در چهارشنبه هفدهم تیر 1388ساعت 3:55 توسط ::خادمین شهدا::